بهترین روش یادگیری

بهترین متود یادگیری کتاب ها و دوره های آنلاین ( روش شخصی 4 مرحله ای من )

از وقتی که خودم را شناخته ام سرم داخل کتاب بوده است! یادم هست در تابستانی که پنج سالم بود و قرار بود سال بعد به اول ابتدایی بروم یک میز کوچک داخل حیاط خانه مان گذاشته بودم و یک دفترچه را همینطوری بدون اینکه نوشتن بلد باشم خط خطی می کردم و وانمود می کردم که در حال نوشتن هستم.

حتی یادم هست که پول تو جیبی های خودم را جمع می کردم و به فروشگاه لوازم تحریر می رفتم و در سن هفت یا هشت سالگی کتاب داستان می خریدم. و حتی خاطرم هست که یک بار یک کتاب را از فروشنده خریدم بردم و خواندمش و کتاب را برگرداندم و به فروشنده گفتم می شود کتاب را عوض کنم و کتاب دیگری بردارم؟ من از این کتاب خوشم نیامده است. البته فکر کنم آقای فروشنده متوجه شد و فهمید می خواهم سرش را در عین کودکی کلاه بگزارم ولی درخواستم را قبول کرد.

به هر حال زندگی من با کتاب عجین شده است و از لحظه ای که خواندن و نوشتن یاد گرفته ام تقریبا می توانم بگویم روزی نبوده که مطلبی نخوانم و یاد نگیرم. وارد دبیرستان که شدم امر یادگیری برایم جدی تر شد؛ چون خیلی برایم مهم بود که در دانشگاه خوبی پذیرفته بشوم و ساعت ها در مورد روش های یادگیری جستجو کرده و توانستم با استفاده از آن ها در دانشگاه بسیار خوبی ( دانشگاه تهران ) پذیرفته بشوم. استفاده از این متود هارا در دانشگاه نیز ادامه دادم و در بسیاری از دروس نمرات کامل گرفتم.

البته بعد از اتمام دوره دانشگاه چالشِ اصلی من این بود که می خواستم از همان روشی که برای یادگیری دروس استفاده می کردم برای دوره های آموزشی و کتاب های غیر درسی هم استفاده کنم که متاسفانه این روش پاسخگو نبود و مجبور شدم یک متود شخصی برای خودم درست کنم که امروز می خواهم آن را با شما به اشتراک بگزارم.

روشی که امروز می خواهم آن را به شما توضیح بدهم روشی است که باعث می شود نه تنها مطالب را بدانید، بلکه باعث می شود مطالب در آگاهی و جانِ شما رسوخ کند و مفهوم مطالب را درک کنید و مهم تر از همه در عمل از مطالب یاد گرفته شده استفاده کنید که هدفِ نهایی است. چون به نظر من یادگیری باید منجر به تغییر رفتار شود.

من خودم سعی می کردم مثلا یک کتاب روان شناسی را بخوانم ولی بعدا تعجب می کردم که خوب من که این کتاب را خواندم؛ حالا چرا همه چیزش فراموشم شد؟ چرا هیچ کدام از نکات این کتاب را رعایت نمی کنم؟ مگر کتاب نگفت که این کار و آن کار را بکنید چرا من طبق دستورات کتاب جلو نمی روم؟ اگر شما هم چنین مشکلاتی را دارید حتما طبق متودی که امروز به شما آموزش می دهم جلو بروید و ببینید که چقدر یادگرفتن برای شما لذت بخش تر و همچنین کارا تر خواهد شد.

برای سادگی امر این متود را به 4 مرحله تقسیم کرده ام.

1- خواندن مطلب

قطعا اولین قدم برای یادگرفتن هر چیزی خواندن متن یا گوش دادن به فایل سخنرانی یا فیلم آموزشیِ مطلبی هست که می خواهید آن را یاد بگیرید. چه مطلب درسی باشد و چه غیر درسی اولین قدم وارد کردن مواد آموزشی به مغز خودمان است. بدون این مرحله قاعدتا یادگیری معنا پیدا نمی کند. البته مشاهده کردن رفتار دیگران مثلا استاد یا شخصی که ماهر است نیز می تواند منجر به یادگیری شود.

2- یاد داشت برداری به روش صحیح

مهم ترین مرحله برای یادگیری یاد داشت برداری است! من از وقتی که تاثیر بسیار مهم و ارزشمند یاد داشت برداری را فهمیدم هیچ وقت بدون دفترچه یاد داشتم سراغِ هیچ جلسه آموزشی ای نرفتم. بعدا به شما خواهم گفت که این دفترچه یاد داشت چه منبع ارزشمندی از ایده ها برایتان خواهد بود.

ما نمی توانیم به حافظه خودمان اعتماد کنیم و حتما به هنگام مطالعه کردن باید ایده های کلیدی و ارزشمند مطلبی که میخوانیم را باید داخل دفترچه خودمان بنویسیم. وقتی مطلبی را می خوانید یا مطلب را می شنوید و یا می بینید حتما ایده های بسیار مهم و کلیدی را داخل دفتر خودتان بنویسید. نوشتن ایده های کلیدی، تاثیر یادگیری را چندین برابر می کند. من خودم در تدریس هایم همیشه سعی می کنم نکاتی که دانشجویان باید حتما یادداشت کنند را برایشان تاکید کنم که داخل دفترشان بنویسیند.

3- تعمق روی ایده ها

اینجا یکی از بهترین و جذاب ترین مراحل یادگیری را داریم. یعنی تعمق کردن، تفکر کردن و چکش کاری کردن ایده هایی که نوشتیم در ذهنمان. یعنی بعد از اینکه بخشی از کتاب را مطالعه کردیم فقط چند دقیقه متوقف شویم و سعی کنیم به ایده هایی که نوشته ایم فکر کنیم و از ایده ها آگاه شویم! یعنی به جای اینکه صرفا تکرار کننده کلمات باشیم آن ایده هارا به روحِ خودمان و قلب خودمان وارد کنیم.

من وقتی یک ایده ای را از کتابی یا یک سخنرانی یاد داشت می کنم چند دقیقه توقف می کنم و فقط به آن ایده فکر می کنم. اگر سخنران روی نکته ای تاکید کند آن را می نویسم و فقط چند دقیقه با معنی و مفهوم چیزی که نوشتم فکر می کنم.

مثلا جیم ران در یکی از سخنرانی هایش می گوید ( هدف داشته باشید تا بتوانید اولویت های روزتان را تعیین کنید و مدیریت زمان خوبی داشته باشید )

من این جمله را می نویسم و بعد به آن فکر می کنم و می فهمم که اگر هدف داشته باشم می فهمم که روزم را باید اولویت بندی کنم و باید با اولویت بندی مدیریت زمان بهتری داشته باشم. وقتی این ایده را فهمیدم آرام آرام خودم را در حالِ رعایت همین نکته می بینم!

فکر کردن به ایده ها باعث می شود از آن ها آگاه شویم و واقعا مطلب را بفهمیم ولی صرفا حفظ کردن ایده ها باعث می شود که نتوانیم آن هارا به عمل بگیریم. وقتی به ایده ها فکر می کنید و در مورد آن ها تعمق می کنید بعدا خیلی راحت تر می توانید ایده هارا در عمل استفاده کنید چون که عملا از آن ایده خاص آگاه شده اید! به قولی آن ایده در جان شما رسوخ کرده است. حالا آن ایده جزئی از وجودِ شماست و عمل کردن به آن بسیار راحت تر است.

در بحث ارتباطات موثر تاکید کردم که وقتی ایده ای که از آن آگاه هستید می خواهید به دیگری منتقل کنید؛ کلام شما خیلی موثر تر و نافذ تر خواهد بود و خیلی راحت می توانید روی دیگران تاثیر بگزارید. یعنی مهارت اثر گزاری شما بارها بیشتر می شود. اگر از چیزی که صحبت می کنید آگاه نیستید کلام شما تاثیر گزار نخواهد بود بنابراین قبل از اینکه در مورد چیزی صحبت کنید حتما سعی کنید از آن آگاه باشید! روی آن فکر کنید. فقط شنونده نباشید. صبر کنید و روی ایده متوقف شوید و به آن فکر کنید و اجازه بدهید که به آگاهی شما رسوخ کند. آن وقت کلام شما با احساس همراه می شود و به قلب ها رسوخ می کند.

باور نمی کنید همین مرحله ساده چه تاثیر فوق العاده ای روی نمودار یادگیری شما می گزارد. شما خودتان را در حالتی خواهید یافت که واقعا مطلب را فهمیده اید و دارید از آن استفاده می کنید. من خودم عاشق مرحله تعمق هستم و حتی بعضی مواقع مطلبی نمی خوانم و فقط جلسه یادگیری را به تعمق اختصاص می دهم!

4- مرور تعمقات و باز بینی عملکرد

وقتی ایده هارا خواندیم و روی آن ها تعمق کردیم باید عملکرد روزمان را بررسی کنیم. این سوالات را در پایان هر روز می توانیم از خودمان بپرسیم.

  • امروز چقدر از ایده های مطرح شده خوب استفاده کردم؟
  • امروز به تعمقات و نتایجی که از مطالب خوانده شده گرفته بودم عمل کردم؟
  • فردا چگونه بهتر می توانم به ایده های نوشته شده ام عمل کنم؟

هر دوره و کتابی را بخرید استاد تاکید می کند که نه صرفا شنیدن ایده ها بلکه شنیدن و عمل کردن به ایده ها نتایج واقعی به دست می دهد و زندگی شمارا عوض می کند. به عقیده من این 4 مرحله قبل از استفاده از هر دوره و کتابی باید یاد گرفته شود چون بدون این 4 مرحله صرفا ما شنونده خواهیم بود و تغییر واقعی در زندگی مان رخ نخواهد داد.

با استفاده از این مراحل یادگیری شما خیلی لذت بخش تر خواهد بود و زمان زیادی را در یادگیری صرفه جویی می کنید. و اشتباه اکثریت را که صرفا سعی می کنند با خواندن و گوش کردنِ چیزی خودشان را تغییر دهند انجام نمی دهید. به شما اطمینان می دهم اگر این مراحل را با دقت حتی روی مطالبی که قبلا خوانده اید و فکر می کنید بلد هستید پیاده کنید یک نمای کاملا جدید از همان مطالب آشنا خواهید یافت. شاید برای تغییر زندگیتان کافیست فقط یکی دو کتاب بیشتر بخوانید و روی آن ها تعمق کنید!

بنابراین همین الان شروع کنید و با یادگیری زندگی خودتان را تغییر دهید.

در نوشته های آتی در مورد روش های خاص برای یادگیری کتب درسی برای دانشجویان و دانش آموزان و طرز عملکرد مغز بیشتر خواهم نوشت.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا